سيد علي اكبر قرشي
1090
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
دربارهء رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : « ارسله حين فترة من الرسل و طول هجعة من الامم و اعتزام من الفتن » خ 89 121 ، خدا آن حضرت را در وقت خالى بودن دنيا از پيامبران و در طول خواب رفتن امتها و در وقت استوارى فتنهها ، فرستاد . در اينجا « هجعة » در خواب معنوى و ضلالت و بى خبرى به كار رفته است ، همچنين است در خ 158 223 . دربارهء خودش به عثمان بن حنيف مى نويسد : « و يا كل علىّ من زاده فيهجع قرّت عينه اذا اذا اقتدى بعد السنين المتطاولة بالبهيمة الهاملة » نامهء 45 420 ، اگر اينطور باشد كه على بن ابى طالب بخورد و بخوابد ، چشمش روشن كه بعد از آنهمه سالهاى طول و دراز ، تازه به حيوان بى چوپان اقتدا كرده است . هجوم : هجوم : حمله كردن رسيدن به كسى در غفلت او . هشت مورد از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء امامان صلوات الله عليهم اجمعين فرموده : « هجم بهم العلم على حقيقة البصيرة و باشروا روح اليقين . . . اولئك خلفاء الله فى ارضه و الدعاة الى دينه » حكمت 147 علم و دانش بر حقيقت بصيرت بر آنها هجوم كرده و با روح يقين توأم شدهاند . دربارهء انبياء فرموده : « و بعث الى الجنّ و الانس رسله . . . ليهجموا عليهم بمعتبر من تصرّف مصاحّها و اسقامها » خ 183 265 ، رسولان خود را به طرف جنّ و انس فرستاد تا هجوم برند بر مردم ( و بيان كنند براى آنها ) با چيزى كه در آن عبرت هست از دگرگونى صحّتها و دردهاى دنيا . هجن : هجنة : عيب . قبح . « هجينه » فعل قبيح . تهجين : تقبيح . آن فقط يك بار در « نهج » آمده است ، در مقام موعظه فرموده : « الا فالحذر الحذر من طاعة ساداتكم و كبرائكم الذين تكبّروا عن حسبهم و ترفّعوا فوق نسبهم و القوا الهجنة على ربّهم » خ 192 289 هان بترسيد ، بترسيد از اطاعت مهتران و بزرگان خود كه به جهت حسب خود تكبّر كرده و نسب خود را بالاتر دانسته و كار قبيح را به خدا نسبت دادهاند يعنى با برتر شمردن حسب و نسب خود فعل خدا را در خلقت ديگران قبيح دانستهاند . هدء : ( مثل عقل ) سكون و آرامش . سكون صوت و حركت گويند : « هدء